ساعت شش صبح ، درهای کرکره غلتکی انبار فروشگاه سخت افزار به آرامی بالا می رود و بوی فلز با صدای زنگ زدگی به چهره می رسد. لائو وانگ عینک خواندن خود را قرار داد و شروع به بررسی لیست حمل و نقل روز کرد. در قفسه ها ، آچار ، پیچ و اتصالات لوله آب به طور مرتب مرتب شده و درخشان با یک درخشش سرد و سخت در نور صبح است.

ساعت هشت ، پیک به موقع با یک چرخه سه چرخه وارد شد. در مقابل میز بسته بندی ، شیائو ژانگ قبلاً طبقه بندی کرده بود و کالاهایی را که شب قبل مرتب شده بود ، قرار داده بود. سخت ترین ابزارهای برق ، که باید در سه لایه بسته بندی حباب پیچیده شوند و سپس در یک جعبه مقوایی ساخته شده سفارشی پر شوند ، که پر از پنبه مروارید در اطراف خلاء است. "این چرخ زاویه باید خیلی با دقت انجام شود و مشتری آن را برای سایت ساخت و ساز خریداری می کند." همانطور که او صحبت می کرد ، وانگ یک برچسب شکننده را روی جعبه چسباند و یک نشانگر سیاه یک فلش چشم نواز را روی کاغذ نوار جلب کرد.
در ساعت ده ، این سیستم باعث می شود که سفارشات جدید ظاهر شود. هر دو دوباره پر کردن منظم مشتریان قدیمی و سفارشات پراکنده از سیستم عامل های تجارت الکترونیکی وجود دارد. شیائو لی مسئولیت پردازش سفارشات آنلاین را بر عهده داشت و بارها و بارها تصویر مدل ارسال شده توسط مشتری را از طریق تلفن همراه خود تأیید کرد: "آیا این آچار آلن است که شما امپریال یا متریک می خواهید؟" صدای مخلوط کردن صفحه کلید با هوم چاپگر به ریتم روزمره.

ظهر ، دمای موجود در انبار صعود می کند. لائو ژانگ یک کامیون مسطح پر از کالا را هل داد و بین قفسه ها ، لباسهای خیس عرق او که به پشت او چسبیده بود ، تعطیل شد. او قبل از ساعت 12 باید تمام سفارشات فوری را در همان شهر تکمیل کند ، بیت های مته ای که دکوراتور در انتظار آن است ، و اتصالات لوله ای که لوله کشی به آن نیاز دارد ، که هر یک از آنها مربوط به دوره ساخت مشتری است.
ساعت سه بعد از ظهر ، وسیله نقلیه تدارکات به موقع وارد ایستگاه شد. بارگیری و تخلیه کالاهای حجیم ، خسته کننده ترین آزمایش است و سه نفر با هم کار می کنند تا بسته های زاویه ای را بر روی کامیون بلند کنند و صدای مداخلات فلزی در انبار. گاهی اوقات ، هنگام مواجهه با بسته های برگشتی ، بازرسان با کیفیت باید با دقت بررسی کنند که آیا کالاها در وضعیت خوبی قرار دارند ، و پیچ گوشتی های فرسوده و مهر و موم های غیر قابل دسترسی باید پس از گرفتن عکس و نگه داشتن پرونده ها مجدداً طبقه بندی شوند.

وقتی گرگ و میش ضخیم تر می شود ، اساساً کار تحویل روز به پایان می رسد. لائو وانگ کامپیوتر را برای بررسی موجودی باز کرد و دریافت که تنها نیمه آخر جعبه پیچ های انبساط مشخصات خاصی وجود دارد. او تلفن همراه خود را بیرون آورد و پیامی را به تأمین کننده ارسال کرد: "لائو چن ، شما باید فردا دو جعبه را تشکیل دهید و چندین مشتری خواستار آن هستند." در خارج از پنجره ، چراغ های خیابانی روشن است ، و فروشگاه سخت افزار هنوز روشن است ، آماده برای شلوغی روز بعد است.

